تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - ١- ارزشهاى راستين و ارزشهاى كاذب
كه جمع ديگرى مقامات بلند اجتماعى و سياسى را معيار شخصيت مىشمرند.
و به همين ترتيب هر گروهى در مسيرى گام برمىدارند و به ارزشى دل مىبندند و آن را معيار مىشمرند.
اما از آنجا كه اين امور همه امورى است متزلزل و برون ذاتى و مادى و زودگذر يك آئين آسمانى همچون اسلام هرگز نمىتواند با آن موافقت كند، لذا خط بطلان روى همه آنها كشيده، و ارزش واقعى انسان را در صفات ذاتى او مخصوصا تقوا و پرهيزكارى و تعهد و پاكى او مىشمرد حتى براى موضوعات مهمى، همچون علم و دانش، اگر در مسير ايمان و تقوا و ارزشهاى اخلاقى، قرار نگيرد اهميت قائل نيست.
و عجيب است كه قرآن در محيطى ظهور كرد كه ارزش" قبيله" از همه ارزشها مهمتر محسوب مىشد، اما اين بت ساختگى در هم شكست، و انسان را از اسارت" خون" و" قبيله" و" رنگ" و" نژاد" و" مال" و" مقام" و" ثروت" آزاد ساخت، و او را براى يافتن خويش به درون جانش و صفات والايش رهبرى كرد! جالب اينكه در شان نزولهايى كه براى اين آيه ذكر شده نكاتى ديده مىشود كه از عمق اين دستور اسلامى حكايت مىكند، از جمله اينكه: بعد از فتح مكه پيغمبر اكرم ص دستور داد اذان بگويند،" بلال" بر پشت بام كعبه رفت، و اذان گفت،" عتاب بن اسيد" كه از آزاد شدگان بود گفت شكر مىكنم خدا را كه پدرم از دنيا رفت و چنين روزى را نديد! و" حارث بن هشام" نيز گفت: آيا رسول اللَّه ص غير از اين" كلاغ سياه"! كسى را پيدا نكرد؟! (آيه فوق نازل شد و معيار ارزش واقعى را بيان كرد) [١]
[١]" روح البيان" جلد ٩ صفحه ٩٠- در تفسير" قرطبى" نيز همين شان نزولها آمده است جلد ٩ صفحه ٦١٦٠.