حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢١٨ - سه همبستگى و وحدت جامعه اسلامى
فرأيت أنّ الصبر على ذلك أفضل من تفريق كلمة المسلمين و سفك دمائهم، و الناس حديثو عهدٍ بالاسلام، والدين يمخض مخض الوطب، يفسده أدنى وهن و يعكسه أقل خلق.[١]
ديدم صبر، از تفرقه ميان مسلمانان و ريختن خونشان بهتر است. مردم، تازه مسلماناند و دين، مانند مشكى است كه تكان داده مىشود؛ كوچكترين سستىاى آن را تباه مىكند و كوچكترين فردى آن را وارونه مىسازد.
و نيز فرموده است:
قد علمتم أنى أحق الناس بها من غيرى، واللَّه لأسلمن ما سلمت أمور المسلمين و لم يكن فيها جور إلّا عَلَىَّ خاصّة.[٢]
شما خود مىدانيد من از همه براى خلافتْ شايسته ترم. به خدا سوگند، مادام كه كار مسلمانان رو به راه باشد و تنها بر من جور و جفا شده باشد، مخالفتى نخواهم كرد.
پس از به دست گرفتن حكومت نيز همبستگى و اجتماع مسلمانان برايش يك اصل بود. وى شُريح را بر مسند قضاوتْ ابقا كرد تا اجتماع مسلمانان، شكل گيرد. بر اين اساس، به او مىفرمايد:
اقضِ بما كنت تقضى حتى يجتمع أمرالناس.[٣]
همان گونه كه (پيش از اين) داورى مىكردى، داورى كن، تا امور مردمْ سامان گيرد.
و نيز علّت عدم پافشارى خود را بر پارهاى تغييرات فرهنگى، جلوگيرى از تفرقه و شورشْ معرّفى مىكند:
ولقد خفت أن يثوروا في ناحية جانب عسكرى ما لقيت من هذه الأمّة من الفرقة.[٤]
[١]. شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٣٠٨.
[٢]. نهج البلاغة، خطبه ٧٢.
[٣]. الغارات، ج ١، ص ١٢٣.
[٤]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٤، ص ١٢٤.