حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٧٨ - خلأها
سنّت و در جهان عرب، در زمينههاى تاريخى انجام گرفته است. در شيعه هم كارهايى صورت گرفته است؛ ولى حركتى جدىتر مىطلبد و بايد افرادى به جوانب مختلف آن بپردازند تا بتوان به نقطه مطلوب رسيد.
مرحوم آيةاللَّه خويى در علم رجال، اشكالى را مطرح كردهاند كه شايد بتوان آن را از راه بازسازى متون حل كرد. ايشان گفتهاست:
اگر سلسله سند، افتادگى و ارسال داشته باشد، قابل اعتماد نيست. همين اشكال در توثيقات رجالى هم هست؛ مثلًا نجاشى ابو رافع را كه از شاگردان حضرت امير عليه السلام است توثيق مىكنند. اين ارسال در توثيق است.
ايشان پس از طرح اين اشكال، براى رفع آن مىگويد:
چون مىدانيم كه از زمان حسن بن محبوب تا زمان نجاشى يكصد كتاب وجود داشته، پس معلوم مىشود كه نجاشى از آنها استفاده كرده است.
اين جواب اجمالىِ مرحوم آقاى خويى، اگر بخواهد واقعى شود، كارى همانند «بازسازى متون» مىطلبد.
نمونه ديگرى كه براى اهميت بازسازى متون مىتوان نام برد، اين است كه مثلًا مرحوم كَشّى در رجال خود از احمد بن جبريل فاريانى زياد نقل مىكند. يا خود نجاشى در كتاب رجالش از اشخاص متعددى نقل مىكند و مثلًا جمله «ذكره ابو عبداللَّه» را فراوان به كار مىبرد. اگر اين استنادها، توثيقها، جرح و تعديلها و امثال آن به روشِ بازسازى متون، استخراج و به صورت دقيق عرضه شود، بسيارى از اشكالها قابل حل است.
ب. تصحيح آثار
پس از كار بسيار بزرگ، گسترده و مبنايى «بازسازىِ متونِ مفقود»، نوبت به تصحيح آثارِ مخطوط، چاپ سنگى و آثارى كه غير عالمانه چاپ شدهاند، مىرسد. اين كار در حقيقت در طول كارِ بازسازى متون است؛ زيرا بايد نخست ادبيات ميراث گذشته