حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٩٦ - اينك نقد ما
مورد بحث را مقبول شمرده، به مضمون اين احاديثْ صحّه مىگذارد، و در پايان مىنويسد:
در پايان، به راحتى مىتوان نتيجه گرفت كه فزونى عقل در مردان، در كنار فزونى عاطفه در زنان، بسيار واضح است. حكمت خداوند در خلقت و آفرينش، ايجاب مىكند كه اين تفاوت وجود داشته باشد و اين جهت، مورد تأييد روايات و گفتار عالمان دينى است.[١]
***
در اين تأمّل و درنگ، نكاتى گوشزد مىشود؛ شايد كه مفيد افتد! در همين جا، انديشمندان را به داورىِ علمى مىخوانيم، تا از سرِ انصاف و داد به «دفاع» و «نقد» بنگرند.
اينك نقد ما:
يك. نويسنده محترم، در شماره دوم مجلّه علوم حديث[٢]
، دفاع از حديث را براى مقابله با چند نادرست، هدف خويش قرارداد:
١. مسكوت گذاشتن احاديث، در عرصههاى مختلف علمى.
٢. اصل قرارندادن احاديث و نگرش تبعى به آنها.
٣. تحميل تفسير بر روايات.
٤. پذيرش مطلق احاديث.
٥. نگرش تك سويى، جزئى و مُثلهاى به روايات.
٦. طرد سريع احاديث.
اين اصول، بسيار متقن و قابل دفاعاند؛ امّا به نظر مىرسد برخى دفاعها نيز به كنار گذاردن همين اصول، منتهى خواهدگشت؛ به اين ترتيب كه: مطلق احاديث،
[١]. علوم حديث، ش ٣، ص ١٥٤.
[٢]. همان، ش ٢، ص ٧٩.