حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٢٤ - ٣ احترام به حقوق و كرامت هاى انسانى
(صورت بسته)» حاضر شوند، تا وقتى كه اعلام مىكند هر كس خودش اين جرم را مرتكب شده برگردد، ديگر مجرمانْ شناخته نشوند.[١]
بر همين اساس، پيش از ارتكاب جرم، مجازات نمىكرد و ابن ملجم را نيز دربند نمىكند.[٢]
به همين ترتيب، به طلحه و زبير اجازه مىدهد كه به مكّه سفر كنند، به صِرف اين كه سوگند بر زبان آوردند كه مىخواهند براى زيارت بروند و نه توطئه.[٣]
و بر همين اساس مىفرمود:
و لست أرى أن أجبر أحداً على عمل يكرهه.[٤]
روا نمىبينم كسى را مجبور كنم بر كارى كه خوش نمىدارد.
و نيز مىفرمود:
ولا تكلّمونى كما تُكلَّمُ به الجبابرة....[٥]
با من، آن سان كه با جبّاران و ستمگران سخن مىگويند، سخن نگوييد. القاب پُر طنطنه برايم به كار نبريد. آن ملاحظه كارىها و موافقتهاى مصلحتى كه در برابر مستبدان اظهار مىداريد، در برابر من اظهار مداريد.[٦]
[١]. وسائل الشيعة، ج ٢٨،، ص ٥٣، ح ١ و ص ٥٥، ح ٤.
[٢]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٧، ص ٢٠٧، ح ٢٩٠٦.
[٣]. الجمل، ص ١٦٦- ١٦٧.
[٤]. أنساب الاشراف، ج ٢، ص ١٦٢؛ تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٠٣.
[٥]. نهج البلاغة، خطبه ٢١٦.
[٦]. سيرى در نهج البلاغه، ص ١٢٦.