حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٢٣ - ٣ احترام به حقوق و كرامت هاى انسانى
اينرو، داراى كرامت و شخصيتاند و حقوقى دارند كه بايد نزد همگان، محترم شمرده شود.
انسانها نبايد تحقير شوند؛ نبايد در جهالت و بىخبرى بمانند؛ نبايد بر آنها فخر فروخته شود و با ادبيات ارباب و رعيّتى با آنان رفتار شود كه اين همه، با كرامت انسان، ناسازگار است. از اين رو، حضرت، مردم را نهى كرد كه وقتى زمامدارْ سواره است، آنان در اطرافش پياده حركت كنند.[١]
از همين رو، ابوالأسود (آن مرد شايسته و صالح) را از قضاوتْ عزل كرد؛ چرا كه كه به هنگام دادرسى صدايش را بر روى يكى از طرفين دعوا بلند كرده بود.[٢]
على عليه السلام حكومت را بدان سبب مىخواهد كه حقّى را به پا دارد و يا باطلى را دفع كند.[٣]
از همين رو، از آغازگرى جنگ، منع مىكند و به شنيدن سخن دشمن در نبرد سفارش مىكند.[٤]
و نيز فرمان مىدهد كه جنگ در وقت عصر آغاز شود كه تاريكى، زودتر فرا رسد و دست از جنگ بردارند.[٥]
بر همين اساس، نمىخواهد خوارى انسانها را ببيند و به سائل مىگويد خواسته ش را بنويسد تا شرم گفتن را بر چهرهاش نبيند.[٦]
بر همين پايه، برمىآشوبد كه نصرانىِ كهنسال نابينايى در جامعه اسلامى تكدّى كند و بيت المال، او را كفالت نكند.[٧]
براى حفظ كرامت انسانى به هنگام اجراى حدود مىگفت همگان «مُتلثّم
[١]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٤، ص ١٦٣.
[٢]. همان، ص ٢٥٦.
[٣]. همان، ص ١٢٩، ح ١٣٥٨.
[٤]. همان، ص ٣٠٦، ح ١٧٨٩.
[٥]. همان، ص ٣١٠، ح ١٧٩٨.
[٦]. همان، ص ٢٤٤، ح ١٦٣٥.
[٧]. همان، ص ٢٠٤، ح ١٥٢٧.