حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٩٥ - دو نقل به معنا و فقه الحديث
دقت بيشترى به خرج دهيم؛ زيرا از يكسو بسيارى از موارد كه احاديث مكرّرى در يك مضمون نقل شده، درواقع، يك سخن بوده است كه راويان با الفاظ مختلفى از آن تعبير كردهاند؛ از سوى ديگر، بايد قدر مشترك اين واژهها و الفاظ را در استنباط، ملاحظه نمود و از ويژگىهاى الفاظ، صرف نظر كرد و اين، حتى در مواردى كه يك نقل بيشتر نيست، هم بايد منظور گردد.
درباره ديدگاه و روش آيةاللَّه بروجردى رحمه الله، چنين نقل شده است:
همان طور كه اشاره شد، رواياتى كه از يك راوى در يك مسئله نقل شده است و در كتب روايى هم فراوان ديده مىشود، به نظر ايشان، يك روايت بيشتر نيست. از اين روى، ايشان اين گونه روايات را در كنار هم مىگذاشت و يك قدر مشتركى از همه آنها درمىآورد و معتقد بود كه در نقل و انتقال، احاديث، تقطيع شدهاند و برخى از الفاظ آنها عوض شده است. بنابراين، روى جزئيات روايات، نمىشود تكيه كرد.[١]
يكى ديگر از شاگردان ايشان فرموده است:
يكى از مهارتهاى آقاى بروجردى اين بود كه گاهى از اوقات مىديد در «وسائل»، در يك بابى پنج خبر است؛ سه يا چهار خبر را به يك خبر بر مىگردانْد؛ يك خبر مىافتاد يك طرف و چهارتاى ديگر مىشد يك خبر در مقابل آن يكى.
يك خبر مىافتاد يك طرف و آن چهار خبر را كه صاحب «وسائل» گفته از فلان كتاب و فلان كتاب و فلان راوى و فلان راوى است، ايشان مىفرمودند: «براى ما ثابت است كه امام صادق عليه السلام يك دفعه اين حكم را بيان فرمودهاند؛ منتها هركدام از راوىها يك جور نقل كردهاند. حديثْ يكى است؛ چون معصوم، يك دفعه بيشتر نفرموده است»؛ لذا پنج خبر را مىكرد دوتا؛ چون چهارتايش درواقع، يكى بود.[٢]
براى مثال، نمونههايى از روش و آراى ايشان را از كتاب فقهى «البدر الزاهر في صلوة الجمعة والمسافر» نقل مىكنيم.
[١]. مجلّه حوزه، ش ٤٣- ٤٤، ص ٢١٧ و ٢١٥- ٢١٦.
[٢]. آينه پژوهش، ش ٧، ص ١٩، نگاهى به روش فقهى مصلح بزرگ، آيةاللَّه بروجردى.