حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٨ - رابطه قرآن و حديث
هردو گروه اتفاق نظر دارند كه احكام تازهاى در سنّت وجود دارد كه در قرآن بدان تصريح نشده است، لكن دستهاى آن را استقلال در تشريع مىانگارند و گروه دوم، آن را به گونهاى داخل قرآن مىدانند. از اين رو نزاع، لفظى است.[١]
***
به نظر مىرسد بتوان جايگاه سنّت را در دين شناسى و خدمت به قرآن، در اين عرصهها برشمرد:
١. تعليم شيوه تفسير قرآن به قرآن؛
٢. تعليم شيوه استنباط از قرآن؛
٣. تعليم شيوههاى اجراى قوانين و تطبيق شريعت در حوزههاى زندگى؛
٤. تبيين معارف بلند قرآنى؛.
٥. بيان تأويلات، بطون و مصاديق قرآن (جرى و تطبيق)؛
٦. بيان تفاصيل قوانين و احكام قرآنى در حوزه سكوت قرآن؛
٧. تخصيص عمومات قرآنى و بيان موارد نَسخ؛
٨. شرح و بسط تاريخ انبيا و امتهاى سلف كه در قرآن به اجمال، بدان اشارت رفته است.
هريك از اين محورها نمونههاى بسيار در لابه لاى احاديث دارد كه از ذكر آنها صرف نظر شد، چنان كه نيازمند شرح و بسط و دقت نظرند كه مجالى ديگر مىطلبد.
در پايان، يادآور مىشود كه خارج ساختن حديث از جايگاهش، خدمتى به ساحت قدسى آن نبوده، بلكه خيانتى نابخشودنى است، و بر قرآن پژوهان و محققان دانش حديث است كه با حراست از مصدريت و محوريت قرآن، در اين وادى بِكر گام نهند و با انديشه و فكر، حوزههاى خدمت سنّت به قرآن را به خوبى بنمايانند.
[١]. السنة و مكانتها فى التشريع الاسلامى، مصطفى السباعى( چاپ چهارم: بيروت، المكتب الاسلامى، ١٤٠٥ ق.) ص ٣٨٠ و ٣٨١.