حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧ - رابطه قرآن و حديث
نتيجه اين دو مقدمه اين است كه در قرآن مجيد، برخى از آيات با برخى ديگر تفسير شود و موقعيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت او در برابر قرآن، موقعيت معلّمين معصومى باشد كه در تعليم خود، هرگز خطا نكنند و قهراً تفسيرى كه آنان كنند با تفسيرىكه واقعا از انضمام آيات بههمديگر بهدست مىآيد، مخالف نخواهد بود.[١]
برخى ديگر از پژوهشگران با عنوان «مجالات خدمة السنة للقرآن» از پنج حوزه خدمت حديث به قرآن سخن راندهاند:
١. تقرير مضمون قرآن؛
٢. تفسير آنچه در قرآن است؛
٣. تخصيص عمومات قرآن؛
٤. بيان موارد نسخ؛
٥. ابداع و بيان احكامى كه در قرآن نيست.[٢]
يكى ديگر از حديث پژوهان در كتاب «مكانة السنة في التشريع الاسلامي» نقش قرآن را در وادى تشريع چنين بازگفته است:
نصوص سنّت، سه دسته است: قسمى از آن، مؤيّد احكام قرآن است و در اجمال و تفصيل با قرآن سازگارى دارد، مانند احاديث وجوب نماز، زكات، حج و روزه.
دستهاى ديگر مبيّن احكام قرآنى است كه حاوى تقييد مطلق، تفصيل مجمل و تخصيص عام مىباشد، مانند رواياتى كه احكام مفصّل نماز و روزه را بيان داشته است.
دسته سوم، رواياتى است كه بر حكمى دلالت دارد كه در قرآن نيست، مانند حرمت جمع ميان زن و عمهاش، احكام شفعه، رجم زانى محصن و....
در دو دسته اوّل، نزاعى ميان عالمان نيست و در دسته سوم، اختلاف نظر است.
نويسنده پس از بيان ديدگاهها نسبت به دسته سوم روايات مىگويد:
[١]. قرآن در اسلام، ص ٦٠.
[٢]. أفعال الرسول و دلالتها على الأحكام الشرعية، محمد سليمان اشقر( چاپ دوم: بيروت، مؤسسة الرسالة، ١٤٠٨ ق./ ١٩٨٦ م.) ج ١، ص ٣٤- ٣٦.