حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٦١ - تعاريف و پيشينه
فقه الإمام الصّادق عليه السلام مطرح شد و شهيد بزرگوار سيّد محمّد باقر صدر، در اهميت و تجليل از آن، مقالهاى با عنوان «فهم و تفسير اجتماعى متون دينى در فقه جعفرى» نگاشت. در اين مقاله آمده است:
به گمان قوى، اين نخستين بار باشد كه از يك فقيه اسلامى در مكتب امام صادق عليه السلام، نظريهاى گستردهتر درباره عنصر فهم اجتماعى نصوص (متون) دينى مىخوانم كه در آن با ژرف نگرى و باريك بينى، ميان «مفهوم لغوى ولفظى» نص با «مدلول اجتماعى» آن، تفاوت نهاده و حدود قانونى مدلول اجتماعى را روشن كرده است.[١]
اكنون، براى نخستين بار، ملاحظه مىكنيم كه عنصر فهم اجتماعى نصوص، به صورتى مستقل مطرح مىشود و هنگامى كه برخى از بخشهاى كتاب فقه الإمام الصادق عليه السلام را مىخوانيم، مىبينيم استاد بزرگ ما، شيخ محمد جواد مغنيه، در اين تأليف خود، اين موضوع را طرح كرده و با دست خويش، فقه جعفرى را به شكلى زيبا از نظر شيوه و تعبير و بيان، آورده است.
آرى، در اين كتاب مىبينيم عنصر جنبه اجتماعى از فهم دليل و تمايز ميان آن و جنبه لفظى خالص، در موارد متعدّد، مورد تأكيد قرار مىگيرد.[٢]
به گمان ما اين قاعده، راهى وسط و ميانه است كه دو طرف آن، يكى اجتهاد در برابر نصوص است وديگرى، تحجّر و جمود در فهم نص.
اجتهاد در برابر نص، خارج شدن از حصار نُصوص است، تا آن جا كه مدلول قطعى آن، ناديده انگاشته شود؛ چنان كه تحجّر و جمود، آن است كه فهم، در بند الفاظ و واژگان زندانى گردد.
خطر تحجّر و جمود، كمتر از خطر اجتهاد در برابر نص نيست. تحجّر، به ناكامى دين در اداره زندگى مىانجامد و از دين، چهرهاى خشن، غيرقابل انعطاف
[١]. همراه با تحول اجتهاد، ترجمه على اكبر ثبوت، ص ٢٥.
[٢]. همان، ص ٢٦.