حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٦٠ - تعاريف و پيشينه
تعاريف و پيشينه
تدبّر و تعقّل در فهم حديث، آن است كه با در نظر داشتن حريم و حصار روايت، با آن از سَرِ سادگى و بلاهت برخورد نشود؛ بلكه با اين اعتقاد در فهم آن تلاش شود كه:
گويندگان حديث، انسانهايى حكيم، دور انديش، انسان شناس و آگاه به پيدا و پنهان هستى بودهاند.
و نيز دانسته شود كه مخاطب آنان، همه انسانها در تمامى عصرها هستند و در ميان اينان، فرزانگان، نابغهها و... خواهند بود.
به تعبير ديگر، به خود اجازه ندهيم كه متن دينى مسلّم الصدور و حديث و روايت قطعى را در حِصار انديشه بسته خويش معنا كنيم؛ بلكه نص را دريايى ژرف از معارف و معانى بدانيم كه انسانها به اندازه ظرف وجودى و فكرى خويش از آن بهره مىجويند.
به بيان ديگر، اجتهاد در فهم نص، آن است كه تمامى امكانات معرفتى (از قبيل اطّلاعات، تجربه، دانش، رايزنى علمى، تعقّل و انديشه ورزى) براى فهم نص به كار گرفته شود.
اجتهاد در فهم نص، نقطه مقابل اجتهاد در برابر نص است. اوّلى، التزام به نص و در آن غور كردن است؛ و دومى، لااباليگرى در برخورد با نص، بغى فكرى بر متن دينى، مقدّم داشتن رأى بر شرع و تجاوز از شريعت است.
روشن است كه كاربُرد اين قاعده در جايى است كه نصِّ قطعىّ الدّلاله در ميان نباشد؛ وگرنه، اجتهاد در نصِّ قطعىّ الدّلاله، به تأويل دين و بطلان شريعت خواهد انجاميد.
***
طرح و تبيين از اين قاعده، نخستين بار توسّط شيخ محمدجواد مُغْنيه در كتاب