راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٤٠ - تربيت عقلانى يا دستور به تعقل
مىرود كه ادراك و فهم با عواطف و احساسات آميخته گردد و به دنبال آن عمل باشد. مثلًا اگر در قرآن در بسيارى از بحثهاى خداشناسى نمونههايى از نظام شگفتانگيز اين جهان را بيان كرده و سپس مىگويد ما اين آيات را بيان مىكنيم «لعلكم تعقلون» تا شما تعقل كنيد؛ منظور اين نيست كه تنها اطلاعاتى از نظام طبيعت در مغز خود جاى دهيد، زيرا علوم طبيعى، اگر كانون دل و عواطف را تحت تأثير قرار ندهند و هيچگونه تأثيرى در ايجاد محبت و دوستى با آفريدگار جهان نداشته باشند، ارتباطى با مسايل توحيدى نخواهند داشت همچنين است اطلاعاتى كه جنبه عملى دارد؛ در صورتى (تعقل به آنها گفته مىشود كه عمل هم داشته باشد. علامّه طباطبايى قدس سره مىفرمايد: تعقّل در زمينهاى استعمال مىشود كه به دنبال درك و فهم انسان وارد مرحله عمل گردد و آياتى مانند «لوكنا نسمع او نعقل ما كنّا فى اصحاب السعير»[١] و يا «افلم يسيروا فى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها»[٢] شاهد اين گفتار است، زيرا اگر مجرمين، روز قيامت آرزوى تعقل در دنيا را مىكنند منظور تعقلى است كه آمخيته با عمل باشد و يا اگر خداوندمى فرمايد مردم سير و سياحت كنند و با نظر و مطالعه به اوضاع جهان چيزهايى بفهمند مقصود درك و فهمى است كه به دنبال آن مسير خود را عوض كرده و به راه راست گام نهند.[٣]
[١] - ملك، ١٠
[٢] - حج، ٤٦
[٣] - الميزان، ج ٢، ص ٢٤٧- ٢٥٠