راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢١٨ - ذكر الهى در قرآن كريم
تو بر زبان واذنى است كه به ما دادهاى تا تو را بخوانيم. سپس مىفرمايد:
«استغفرك منكل لذّة بغير ذكرك ومن كل راحة بغير انسك ومن كل سرور بغير قربك ومن كل شغل بغير طاعتك»[١] خداوندا! از تو آمرزش مىطلبم از هر لذت، اگر در آن جز به ياد تو باشم واز هر راحت اگر جز به تو انس داشته باشم و از هر شادمانى اگر غير از نزديكى تو باشد واز هر شغل كه طاعت تو در آن نباشد.
حقيقت ذكر الهى
مرحوم علامه طباطبايى مىفرمايند: حقيقت ذكر عبارت است از توجه قلبى انسان به ساحت قدس پروردگار و اگر به ذكر لفظى نيز عنوان ذكر اطلاق مىشود به خاطر اين است كه ذكر لفظى از آثار ذكر قلبى است يعنى گفتگو كردن درباره چيزى، ناشى از ياد كردن آن در دل است و گرنه ذكر حقيقى همانا ذكر قلبى و توجه دل به سوى پروردگار است.[٢]
ذكر الهى در قرآن كريم
١. ياد خداوند آرامش قلب: «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب»[٣] آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مىيابد.
٢. ياد خداوند عامل ياد خداوند از بنده: «فاذكرونى اذكركم»[٤] مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم.
٣. اعراض از ياد خداوند عامل تنگدستى: «و من اعرض عن ذكرى فانّ له معيشة ضنكاً»[٥] هركس از يادمن اعراض كند و روى گردان شود، زندگى تنگ
[١] - مفاتيح الجنان( مناجاتالذاكرين)
[٢] - الميزان، ص ٣٣٩
[٣] - رعد، ٢٨
[٤] - بقره، ١٥٢
[٥] - طه، ١٢٤