راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢١٧ - فلسفه دعا
در اجابت معنا ندارد و تأخير در اجابت از جانب خداى حكيم (معاذاللَّه) كارى عبث و بيهوده خواهد بود كه البته چنين نيست. چگونه ممكن است خداوند منّان به خاطر دادن نعمتى، امر به دعا كند. در صورتى كه اوّلًا بسيارى از نعمتها را بى دعا مىدهد و بسيارى از افراد هستند كه در تمام طول عمر خود هرگز دعا نمىكنند امّا غرق در نعمتهاى دنيوى خدا هستند و چگونه ممكن است خداوند متعال خود نقض غرض كند امر به دعا كند آن گاه كه بنده دعا كرد اجابت دعا را تأخير بياندازد؟ روايتى از امام ٧ نقل شده كه دو نفر يكى محبوب خداوند و ديگر مبغوض پروردگار است با هم دعا مىكنند خداوند به ملائكه فرمان مىدهد به آنكه مبغوض پروردگار است زودتر پاسخ داده شود و به محبوب خدا ديرتر. راستى اگر فلسفه دعا پاسخ گرفتن باشد اين امر چه معنا مىدهد كه شخص بدكار و مبغوض درگاه الهى زودتر پاسخ بشنود؟ آيا مزد بدكارى و دورى از خدا مىگيرد؟ و يا نه مزد را ديگرى، با ديرتر پاسخ شنيدن مىبرد كه البته بايد چنين باشد.
ذكر الهى
يكى از اهداف مهم تربيت نفس اين است كه انسان به مقام و مرتبهاى برسد كه در همه اوقات و لحظات زندگى به ياد خداوند باشد و لحظهاى از او غافل نشود نگاهى به تعاليم اسلام اين نكته را به وضوح به ثبوت مىرساند كه از نظر دين اسلام هيچ چيز به اندازه ياد خداوند از ارزش و اهميت برخوردار نيست بلكه تمام امور ديگر براى تسهيل توجه انسان به خداست.
امام زينالعابدين ٧ مىفرمايد: «و من اعظم النعم علينا جريان ذكرك على السنتنا واذنك لنا بدعائك» از بزرگترين نعمتها كه به ما دادهاى روانشدن ياد