راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٥٩ - نمونهاى از موعظههاى رهبران الهى
٥. واعظ بودن انسان براى خويشتن: قال الباقر ٧: «من لم يجعل الله له من نفسه واعظاً فانّ مواعظ الناس لن تغنى عنه شيئاً»[١] هر كس واعظ خود نباشد موعظههاى مردم در او تأثير ندارد.
٦. عمل به علم، شرط تأثير موعظه: قال الصادق ٧: «ان العالم اذا لم يعمل بعلمه زلّت موعظته عن القلوب كما يزلّ المطر عن الصفا»[٢] به درستى كه دانشمند هرگاه عمل به دانش خويش نكند موعظه او از جانها لغزش پيدا مىكند (تأثير نمىكند) همانطورى كه باران روى سنگ قرار نمىگيرد.
نمونهاى از موعظههاى رهبران الهى
١. پيامبر ٦: «مالى ارى حب الدنيا قد غلب على كثير من الناس حتّى كانّ الموت فى هذه الدنيا على غيرهم كتب ...»[٣] چرا علاقه به دنيا در اكثر مردم غلبه پيدا كرده به طورى كه گويا مرگ در اين دنيا براى غير اينها لازم شده است.
٢. امام اميرالمؤمنين ٧ در پاسخ شخصى كه از آن حضرت درخواست موعظه نمود، فرمودند: «لا تكن ممن يرجوا الاخرة بغير العمل و يرجى التوبة بطول الامل يقول فى الدنيا بقول الزاهدين و يعمل بعمل الراغبين ان اعطى منها لم يشبع و ان منع منها لم يقنع يعجز عن شكر ما اوتى و ينبغى الزيادة فيما بقى ...»[٤] آن كس مباش كه به آخرت و نتيجه كار اميدوار است ولى كار نمىكند و چون آرزوى طولانى دارد توبه را به تأخير مىاندازد، گفتارش در دنيا گفتار پارسايان است ولى نحوه رفتارش مانند كسانى است كه خواستار دنيا هستند. اگر از مال دنيا به او داده شود سير نمىشود و اگر به او نرسد قناعت نمىكند؛ نمىتواند
[١] - تحفالعقول، ص ٢٩٤
[٢] - منية المريد، ص ١٤٦
[٣] - بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١٢٥
[٤] - نهجالبلاغه، حكمت ١٤٢