راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٥٨ - سيماى موعظه در روايات
فرزند نوجوانش را چنين بيان مىكند «و اذ قال لقمان لابنه و هو يعظه يا بنىّ لا تشرك باللَّه»[١] چه اينكه موعظه خداوند به حضرت نوح را كه عمر طولانى داشت نيز بيان مىكند «انّى اعظك ان تكون من الجاهلين»[٢]
دعوت به خداوند به وسيله موعظه
به پيامبر اكرم ٦ خطاب مىشود «ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن»[٣] يعنى مردم را به اين طريق به راه خداوند بخوان كه اولًا سخن تو سنجيده و توأم با حكمت باشد ثانياً پند نيكو در آن باشد و ثالثاً با آنچه كه بهترين است با آنها به بحث بپرداز.
سيماى موعظه در روايات
١. بهترين هديه: قال على ٧: «نعم الهدية الموعظة»[٤]
٢. موعظه بودن مرگ: قال رسولاللَّه ٦: «كفى بالموت واعظاً»[٥]
٣. موعظه بودن هر چيز: قال على ٧: «ان فى كل شىء موعظة و عبرة لذوى اللبّ و الاعتبار»[٦] به درستى كه در هر چيزى موعظه و عبرتى است براى صاحبان خرد.
٤. حيات روح در پرتو موعظه: قال على ٧: «احى قلبك بالموعظة»[٧] و عنه ٧: «المواعظ حياة القلوب»[٨]
[١] - لقمان، ١٣
[٢] - هود، ٤٦
[٣] - نحل، ١٢٥
[٤] - غررالحكم
[٥] - تحفالعقول، ص ٣٥
[٦] - غررالحكم
[٧] - نهجالبلاغه، نامه ٧
[٨] - غررالحكم