راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٨٦ - تمثيل در روايات
تمثيل در روايات
١. مَثَل مؤمن: قال الكاظم ٧: «المؤمن كمثل كفتى الميزان كلما زيد فى ايمانه زيد فى بلائه»[١] مؤمن همانند دو كفه ترازوست، هر اندازه در ايمانش فزونى باشد در گرفتاريش فزونى است. قال رسولاللَّه ٦: «مثل المؤمن كمثل الارض منافعهم منها و اذا هم عليها»[٢] مثل مؤمن همانند زمين است، منافع و سودهاى مردم از آن است و آزار و اذيت مردم بر آن.
٣. مثل مؤمنان در محبت: قال رسولاللَّه ٦: «مثل المؤمنين فى توادّهم و تراحمهم و تعاطفهم كمثل الجسد اذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمّى»[٣] مثل مؤمنين در دوستى و رحمت و عطوفت ورزيدن به يكديگر، همانند يك پيكر است هنگامى كه عضوى از آن به درد آيد ساير اعضا گرفتارى بيدارى و تب پيدا مىكنند.
٣. مثل اهلبيت پيامبر ٦: قال رسولاللَّه ٦: «مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلّف عنها غرق» مثل اهل بيت من همانند كشتى نوح است، هر كس بر آن سوار شود نجات يابد و هر كه تخلف ورزد غرق گردد.[٤]
٤. مثل عالم بىعمل: قال رسولاللَّه ٦: «مثل من يعلّم الناس الخير و ينسى نفسه كمثل المصباح الذى يضيئ للناس و يحرق نفسه»[٥] مثل كسى كه به مردم خير و خوبى بياموزد و خود را فراموش كند، همانند چراغ است كه براى مردم نور و روشنايى بخشد و خود بسوزد.
٥. مثل همنشين صالح: قال رسولاللَّه ٦: «مثل الجليس الصالح مثل العطّار ان لميعطك من عطر اصابك من ريحه»[٦] مثل همنشين شايسته چون
[١] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٣٢٠
[٢] - سفينة البحار، ج ١، ص ٤٠
[٣] - كنزالعمال، ج ١، ص ١٤٩
[٤] - كنزالعمال، ج ١٢، ص ٩٥
[٥] - كنزالعمال، ج ١٦، ص ٨٢
[٦] - كنزالعمال، ج ١، ص ٢٢