راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٥٦ - اولين روش تفكر و انديشيدن
نگرفته بود كه از جا برخاست و لباس پوشيد و وضو گرفت و به نماز ايستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبه خاصّ الهى اشك ريخت كه جلو لباسش از اشك چشمشتر شد، سپس سر به سجده نهاد و چندان گريست كه زمين از اشك چشمشتر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود. هنگامى كه (بلال) او را به نماز صبح فرا خواند، پيامبر را گريان ديد. عرض كرد: چرا چنين گريانيد شما كه مشمول لطف خدا هستيد؟ فرمود: «افلا اكون للَّهعبداً شكوراً» آيا نبايد بنده شكر گذار خدا باشم؟ چرا نگريم؟ خداوند در شبى كه گذشت آيات تكان دهندهاى بر من نازل كرد؛ سپس شروع به خواندن آيه فوق و آيات چهارگانه بعد از آن نمود و در پايان فرمود: «ويل لمن قرئها و لم يتفكر فيها»
واى به حال آن كس كه آنها را بخواند و در آنها نيانديشد در روايات اهلبيت : نيز دستور داده شده كه هر كس براى نماز شب بر مىخيزد اين آيات را تلاوت كند و در روايتى از حضرت على ٧ نقل شده كه پيامبر خدا هرگاه براى نماز شب برمىخواست نخست مسواك مىكرد و سپس نظرى به آسمان مىافكند و اين آيات را مىخواند[١].
فريد وجدى در دائرةالمعارف خود از قول «نيوتن» دانشمند معروف غربى چنين نقل مىكند كه مىگويد:
در باره آفريدگار جهان و خداوند، هرگز شك نكنيد زيرا معقول نيست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور، به تنهايى رهبر وجود باشد، چون ضرورت كور و يكسان در هر مكان و در هر زمان متصوّر نيست كه اين همه كاينات متنوع و موجودات رنگارنگ از او صادر گردد بلكه همه اين امور حتماً بايد از يك مبدأ داراى علم وحكمت واراده سرچشمه گيرد.
[١] - تفسير نورالثقلين، ج ١، ص ٤٢٢- ٤٢٣