راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١١٥ - ١ شكيبايى حضرت نوح
بعضى از الگوهاى تربيتى در قران
١. شكيبايى حضرت نوح ٧
حضرت نوح ٧ اولين پيامبر اولوا العزم است كه ساليان طولانى به هدايت و تربيت مردم پرداخت. به قول قرآن «فلبث فيهم الف سنة الاخمسين عاما»[١] او در ميان آن ها ٩٥٠ سالبه تبليغ و ارشاد و تربيت مردممشغول بود و گروه اندكى به او ايمان آوردند كه حدود ٨٠ نفر از ايمان آورندگان به شريعت نوح بودند. امّا مردم در برابر رأفت و دلسوزى اين پيامبر توهين و خشونت روا مىداشتند كه قرآن مىفرمايد: «قال الملأ من قومه انا لنريك فى ضلال مبين» اشراف قومش گفتند: تو را در گمراهى آشكار مىبينيم، امّا حضرت نوح بالحنى آرام و متين و برخاسته از شكيبايى و حلم مخصوص به پيامبران در پاسخ آن ها گفت: من نه تنها گمراه نيستم بلكه هيچ گونه نشانهاى از گمراهى در من وجود ندارد ولى من فرستاده پروردگار جهانيانم «قال يا قوم ليس بى ضلالة و لكنّى رسول من رب العالمين»[٢]
قرآن كريمبه اهانتهايى كه به اين بزرگوار نمودند در آيات مختلف اشاره مىكند از جمله: «و ما نراك اتبعك الا الذين هم اراذلنا»[٣] گاهى مىگفتند: ما نمىبينيم كسى از تو پيروى كند مگر يك مشت اراذل و اوباش.
«يا نوح قد جادلتنا فاكثرت جدالنا فأتنا بما تعدنا ان كنت من الصادقين»[٤] اى نوح! زياد با ما سخن گفتى و «پرحرفى كردى» اگر راست مىگويى، عذابى را كه
[١] - عنكبوت، ١٤
[٢] - اعراف، ٦١
[٣] - هود، ٢٧
[٤] - مؤمنون، ٢٦