راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢١٦ - فلسفه دعا
هست، ولى حقيقتاً از خدا نيست، مثل اينكه حاجتى را از خدا بخواهد ولى دل به اسباب عادى يا امور وهمى بسته باشد كه گمان دارد كفايت امرش مىكند.
در اين صورت خواستن به حسب حقيقت از خدا نيست، زيرا خدايى كه دعاها را مستجاب مىكند كارى را با شركت اسباب و اوهام انجام نمىدهد.[١]
فلسفه دعا
فلسفه دعا و هدف نهايى از دعا كردن، اجابت نيست؛ اصولًا اجابت و گرفتن پاسخ يكى از فوايد مهمّ دعاست ولى هدف نيست، به خاطر دو جهت كه مطرح مىشود:
الف) اگر هدف نهايى از دعا، اجابت كردن باشد بنابراين از هر كسى كه بتواند خواهش ما را اجابت كند مىتوان در خواست كرد و ديگر نبايد مورد خطاب فرق كند، خداوند باشد يا غير خداوند. ممكن است سراغ يك فرد متموّل و قدرتمند و دلسوز برويم و برخى امكانات را از او بخواهيم كه البته از نظر محسوس بودن پاسخ در نظر عام چه از نظر اجابت كردن خواهشهاى دنيوى؛ او از خداوند (معاذ اللَّه) خواسته ما را زودتر اجابت كند. امّا اين كار با روح توحيد كه نفى عبوديت غير خداست مخالف است امام صادق ٧ مىفرمايد: هنگامى كه يكى از شما اراده مىكند كه چيزى از خدايش درخواست كند كه حتماً به او عطا شود، بايد از جميع مردم مأيوس و نااميد شود. «اذا اراد احدكم ان لا يسأل ربّه شيئاً الّا اعطاه فلييأس من الناس كلّهم»[٢]
ب) اگر فلسفه دعا و هدف از آن اجابت و گرفتن حاجت باشد ديگر تأخير
[١] - الميزان، ج ٢، ص ٣٢
[٢] - وسائل، ابواب الدعاء، باب ٦٥، حديث ١