راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٣٤ - تقابل عقل و جهل
چيزهايى است كه بايد انجام شود و آن را عقل عملى مىنامند كه اخلاق جزء عقل عملى است[١] در بيانى ديگر مىگويد عقل نظرى هماناست كه مبناى علوم طبيعى و رياضى و فلسفه الهى است و امّا عقل عملى آناست كه مبناى علوم زندگى و مبناى اصول اخلاقى است[٢].
تقابل عقل و جهل
در قرآن كريم عقل در مقابل جهل واقع شده است چه اينكه در روايات هم اين چنين است، لذادر كتب روايى ما فصلى به نام «العقل و الجهل» تدوين شده است نه العلم و الجهل.
حديث امام صادق ٧ اين معنا را به خوبى بيان مىكند وقتى مىپرسند:
عقل چيست؟ مىفرمايد: «العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان»[٣] يعنى عقل آن است كه به آن خدا عبادت شود وبهشت كسب وتحصيل گردد بنابراين انسان يا عاقل است يا غير عاقل و غير عاقل يا عالم است يا جاهل و به عبارت ديگر انسان يا بهشتى است يا جهنمى و جهنمىها يا عالم و يا با سواد هستند يا غير عالم و بىسواد. و روايت «رب عالم قد قتله جهله» چه بسا عالمى كه جهل او باعث نابودى او شده است اين معنى را نيز اثبات مىكند اين جهل در برابر عقل است با اينكه انسان عالم است چون عاقل نيست جاهل است. چه اينكه در قرآن كريم جهل در برابر عقل آمده است انه من عمل سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحيم»[٤] كه هر كس از روى جهالت گناه كندسپس توبه كند و كار خويش را اصلاح كند پس خداوند آمرزنده و مهربان است.
[١] - فلسفه اخلاق، ٣٦
[٢] - ده گفتار، ص ٣١
[٣] - اصول كافى ج ١ ص ٨
[٤] - مائده، ٥٤