راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٣١ - اقسام عقل
قواى انسانى است و به واسطه آن خير و شر و حق و باطل را از يكديگر تشخيص مىدهد عقل نام دارد و مقابل آن جنون و سفه و حمق و جهل است.
الفاظى كه در قرآن كريم در انواع ادراك استعمال شده زياد است و شايد به بيست لفظ برسد مانند ظن، حسبان، شعور، ذكر، عرفان، فهم، فقه، درايه، يقين، فكر، رأى، زعم، حفظ، حكمت، خبرت، شهادت، عقل و مانند فتوى، قول و بصيرت كه ملحق به آنهاست[١].
در بيان ديگرى مىگويد: عقل آن چيزى است كه انسان را به سوى حق هدايت مىكند و علامتش اين است كه انسان از حق تبعيت و پيروى كند به خاطر اينكه قرآن كريم اعراض از روش و مرام حضرت ابراهيم را سفاهت و حماقت دانسته است «و من يرغب عن ملة ابراهيم الامن سفه نفسه»[٢] چه كسى جز افراد سفيه و نادان از آيين ابراهيم روى گردان خواهند شد؟
بنابراين اگر اعراض از ملت ابراهيم و آيين او سفاهت شمرده مىشود تبعيّت و پيروى از ملت و آيين او كه حقيقت دين است عقل نام دارد[٣] و از همين آيه استفاده مىشود معنى حديثى كه مىفرمايد «العقل ما عبدبه الرحمن و اكتسب به الجنان» عقل آن چيزى است كه به وسيله او خداوند رحمن عبادت مىشود و به سبب آن بهشت تحصيل مىگردد.[٤]
اقسام عقل
مرحوم فيض كاشانى مىفرمايد: علما در تعريف و اقسام و حقيقت آن اختلاف نظر دارند و اكثراً غافل از اين هستند كه عقل بر معانى مختلفى اطلاق
[١] - الميزان، ج ٢، ص ٢٥٩
[٢] - بقره، ١٣٠
[٣] - الميزان، ج ١٧، ص ٢٥١
[٤] - الميزان، ج ١، ص ٣٠٣