راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢٤٨ - معناى قرب به خداوند
دگرگون مىشود. بنابراين، مسير حركت انسان نيز يك طريق واقعى است نه اعتبارى و مجازى، امّا مسير حركت از ذات متحرك جدا نيست بلكه متحرك در باطن ذات خود حركت مىكند و مسير را به همراه خود مىبرد و اين حركت يك روزى بايد آرام بگيرد و به مقصد و غايتى نايل گردد. اكنون اين سؤال به ذهن مىآيد كه غايت و نهايت حركت انسان چيست؟ و در اين جهان انسانها به سوى چه غايتى در حركت هستند و سرنوشتشان بالاخره به كجا خواهد رسيد؟ از قرآن كريم و احاديث استفاده مىشود كه نهايت حركت بشر به سوى خداست «انا للَّهو انا اليه راجعون»[١] و غايتى كه براى حركت انسان مقدّر شده، قرب به خداوند است لكن همه انسانها به مقام قرب الهى نايل نمىشوند، بلكه كسانى كه داراى ايمان و عمل صالح هستند به درجات و مراتب اخروى در بهشت نايل مىگردند.
معناى قرب به خداوند
اكنون بايد ديد كه مقصود از قرب به خدا چيست و چگونه مىتوان تصور كرد كه انسان به خدا نزديك مىشود؟ قرب به معناى نزديكى است و در سه مورد استعمال مىشود.
قرب مكانى: وقتى دو موجود كه از جهت مكان به هم نزديك باشند گفته مىشود قريب به هم هستند.
قرب زمانى: در صورتى كه دو چيز از جهت زمان نزديك به هم باشند، گفته مىشود اين دو به يكديگر قريب هستند. البته روشن است كه قرب بندگان خدا
[١] - بقره، ١٥٦