راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢١١ - دعا در قرآن
مطرح كرده است و نكات دقيقى در آن به كار رفته كه از اهميت فوقالعاده استجابت دعا حكايت مىكند.
١. اساس سخن در اين آيه بر سخن خداوند از متكلّم وحده نهاده شده و هيچگونه غيبت ومانند آن در آن منظور نشده واين اهميت مطلب را مىرساند.
٢. تعبير خداوند متعال به (عبادى) (بندگانم) به جاى (الناس) بر عنايت و رأفت خداوند نسبت به بندگان خويش دلالت دارد.
٣. در پاسخ، واسطه را حذف نموده ومستقيماً خود جواب فرموده به جاى اينكه بفرمايد: «اذا سألك عبادى عنى فقل انى قريب» فرموده است «فانّى قريب»
٤. پاسخ را با كلمه (انّ) (فانّى) مورد تأكيد قرار داده است.
٥. موضوع قرب به خدا با وصف (قريب) آمده كه دلالت بر ثبات و دوام اين قرب دارد.
٦. موضوع اجابت دعا به صورت جمله فعليّه و بافعل مضارع (اجيب) آورده شده كه دلالت بر استمرار و تجدد مىكند.
٧. اجابت دعا به جمله (اذادعان) مقيد شده يعنى در صورتى كه مرا بخواند و اين قيد چيزى بر اصل مطلب نيست چون فرض كلام خواندن خداست و اين نشانگر آن است كه دعاى دعاكنندگان بدون هيچ قيد و شرطى مورد پذيرش قرار مىگيرد. اين نكته نيز از آيه شريفه «ادعونى استجب لكم» به دست مىآيد.
هر يك از اين نكات به نوبه خود بر شدت عنايت به امر دعا دلالت دارد و از خصوصيات اين آيه شريفه آن است كه با همه اختصارش هفت مرتبه ضمير متكلم در آن تكرار شده است.
فخر رازى گويد: انسانى كه دعا مىكند، مادامى كه ذهن او به غير خدا