راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢٥١
خواهد بود. اكنون با توجه به مقدّمه مذكور مىتوان معناى قرب بنده به خداوند متعال را تصور كرد. انسان از جنبه روح حقيقت مجردى است كه از جهت فعل به ماده تعلّق دارد و به همين جهت مىتواند حركت كند و كامل و كاملتر گردد تا به مرتبه نهايى وجود خود برسد. از آغاز حركت تا رسيدن به مقصد، يك شخص و يك حقيقت بيشتر نيست ليكن هر چه بيشتر كسب كمال و فضايل نمايد و در مراتب وجود سير و صعود كند به همان نسبت تكامل روح خود به منبع وجود يعنى ذات مقدس خداوند نزديكتر مىشود.
قرب به خداوند در قرآن كريم
هدف نهايى از تربيت وتزكيه، كه قرب به خداوند ونزديكى معنوى وواقعى در نزد پروردگار است در قرآن كريم به صورتهاى مختلف بيان شده است.
گاهى به صورت لفظ (قرب و قربة) مطرح شده و گاهى به صورتهاى ديگر مانند «عند ربهم» يا «عند مليك مقتدر» يا «لهم درجات» و مانند آن كه حاكى از تقرب و منزلت انسان نزد پروردگار است ذكر شده است كه در حدود ٣٥ مرتبه جمله «عند ربهم» نزد پروردگارشان در قرآن آمده است. گاهى قرآن مىفرمايد: ايمان و عمل صالح انسان موجب تقرب به خداوند مىشود نه اولاد و اموال. «و ما اموالكم و لا اولادكم بالتى تقرّبكم عندنازلفى الامن آمن و عمل صالحاً» اموال و اولاد، شما را نزد ما مقرب نمىسازد و نزديك نمىكند مگر كسانى كه ايمان و عمل صالح داشته باشند. گاهى قرآن مىفرمايد: سجده و خضوع در برابر خداوند مايه تقرّب است: «و اسجد و اقترب»[١] سجده كن و
[١] - علق، ١٩