راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢٠٠ - درجات ايمان
الذين آمنوا آمنوا باللَّه و رسوله»[١]
لذا اصحاب پيامبر اكرم از نظر ايمان و اعتقاد در يك درجه نبودند بعضى از آنها در راه خدا جان مىدادند و پيامبر را در جبهه جنگ تنها نمىگذاشتند «انما المؤمنون الذين آمنوا باللَّه و رسوله و اذا كانوا معه على مر جامع لم يذهبوا حتى يستأذنوه»[٢] امّا بعضى از اصحاب پيامبر به خاطر رسيدن به مسايل مادى، پيامبر را در مراسم نماز جمعه تنها گذاشتند. «و اذا راؤا تجارة او لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائماً»[٣] در شأن نزول اين آيه مىخوانيم: وقتى بعضى از مسلمانان خبر آمدن كاروان تجارتى را شنيدند نماز جمعه را ترك كردند و به سوى كاروان تجارتى رفتند.
قال الصادق ٧: «يا عبدالعزيز ان الايمان عشر درجات بمنزله السّلم يصدر منه مرقاة بعد مرقاة فلا يقولنّ صاحب الاثنين لصاحب الواحد لست على شى حتى ينتهى الى العاشر فلا تسقط من هو دونك فيسقطك من هو فوقك و اذا رأيت من هو اسفل منك بدرجه فارفقه اليك برفق و لا تحملن عليه ما لا يطيق فتكسّره فان من كسّر مؤمناً فعليه جبره»[٤] امام صادق ٧ مىفرمايد: اى عبدالعزيز! ايمان مانند نردبام است كه ده پله دارد و مؤمنان پلهاى را بعد از پله ديگر بالا مىروند؛ پس كسى كه در پله دوم است نبايد به آنكه در پله اول است بگويد: تو هيچ ايمان ندارى تا برسد به دهمى. (كه نبايد چنين سخنى به نهمى بگويد) پس آنكه را از تو پايينتر است دور نيانداز كه بالاتر از تو را دور مىاندازد و چون فردى را پايينتر از خود ديدى با ملايمت او را به سوى خود كشان و چيزى را هم كه طاقت ندارد بر او تحميل مكن كه او را بشكنى زيرا هر كه مؤمنى را بشكند بر او لازم است جبرانش كند.
از اين روايت به دست مىآيد كه خداوند متعال به هر يك از افراد انسان
[١] - نساء، ١٣٦
[٢] - نور، ٦٢
[٣] - جمعه، ١١
[٤] - اصول كافى، ج ٢، ص ٣٧