راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢٠١ - درجات ايمان
استعداد و قابليت مخصوصى عنايت نموده كه ممكن نيست از آن مقدار تجاوز كند و به درجه بالاتر كه استعدادش را ندارد برسد البته عطاى خداوند قابليت است و خود انسان بايد با مجاهدت و كوشش در اكتساب، استعداد خود را به مرحله فعليت برساند ولى روايت ناظر به كسانى است كه در برخورد با ديگران اگر از نظر ايمان از آنها كمتر هستند آنها را توبيخ و سرزنش و تحقير نكنند در واقع اين روايت شريف بهترين روش تعليم و تربيت را به انسان مىآموزد.
اولًا مىفرمايد: اگر تو در پله دوم و ديگرى در پله اول از معارف و علوم و اخلاق است ولى استعداد ترقى به پله دوم را دارد او را مأيوس و شكسته دل مكن و به او مگو تو قابل نيستى چيزى نخواهى شد. ثانياً در صدد تعليم و تربيت او باش ثالثاً از او توقع نداشته باش كه در يك روز با چند جمله به درجه تو رسد بلكه با نرمى و ملايمت و آهسته از او دستگيرى كن تا بذر استعدادش ترقى كند. رابعاً بدان كه اگر دل مؤمنى را شكستى و او را از تحصيل معارف دلسرد كردى بر تو لازم است اين شكست را جبران كنى و دوباره به تشويق و ترغيب او بپردازى.
امام صادق ٧ در بيانى ديگر مىفرمايد ايمان داراى ده درجه و مرتبه است همانند نردبام كه ده پله دارد كه از پلهاى به پله ديگرى ترقى حاصل مىشود و بعد مىفرمايد: مقداد در پله هشتم و ابوذر در پله نهم است و سلمان در پله دهم است كه تمام مراحل ايمان را طى كرده است. «ان الايمان عشر درجات بمنزلة السلّم يصدر منه مرقاة بعد مرقاة و كان المقداد فى الثامنة و ابوذر فى التاسعة و سلمان فى العاشرة»[١]
[١] - بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٣٤١