راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١١٩ - ٦ شكر حضرت موسى
٥. عفو و بخشش حضرت يوسف ٧
وقتى برادران حضرت يوسف او را شناختند، شرمندگى و خجالت زايد براى آنها به وجود آمد امّا در انتظار اين بودند كه ببينند آيا گناه بزرگشان قابل عفو و بخشش است يا نه لذا رو به سوى يوسف كردند و گفتند: به خدا سوگند كه پروردگار، تو را بر ما مقدم داشته و از نظر علم و عمل فضيلت بخشيده «قالوا تاللَّه لقد آثرك اللَّه علينا» هر چند ما خطا كار بوديم «و ان كنّا لخاطئين».
اما حضرت يوسف ٧ حاضر نبود اين حال شرمندگى برادران مخصوصاً، هنگام پيروزيش ادامه يابدبلافاصله با اين جمله به آن ها امنيت و آرامش خاطر داد و گفت امروز هيچگونه سرزنش و توبيخى بر شما نخواهد بود.
«قال لا تثريب عليكم اليوم» و آنها را مورد عفو و بخشش و مرحمت خويش قرار داد و گفت: خداوند شما را مىبخشد چرا كه او ارحم الراحمين است «يغفر اللَّه لكم و هو ارحم الراحمين»[١]
٦. شكر حضرت موسى ٧
حضرت موسى ٧ چون مشاهده كرد خداوند او را از دست دشمنان نجات داد و به خاطرتمام نعمتهايى كه از اول عمر تا به حال خداوند به او مرحمت نموده عرضه مىدارد: خداوندا! به شكرانه نعمتى كه به من دادى من هرگز ياور و پشتيبان مجرمان نخواهم بود. «ربّ بما انعمت علىّ فلن اكون ظهيراًللمجرمين»[٢]
يكى از زشتترين گناهان اعانت بر اثم كمك كردن به ستمگران است كه
[١] - يوسف، ص ٩٢
[٢] - قصص، ١٧