راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٣٩ - تربيت عقلانى يا دستور به تعقل
لايعقلون»[١] اينها جمعى وگروهى هستند كه تعقل نمىكنند.
٦. در بعضى از آيات افرادى را كه تعقل نمىكنند به عنوان بدترين موجودات معرفى مىنمايد «ان شرّ الدواب عنداللَّه الصم البكم الذين لا يعقلون»[٢] تحقيقاً بدترين جنبندگان نزد خداوند كسانى هستند كه خرد و انديشه را به كار نمىگيرند و از ديدن و شنيدن حقايق محروم ماندهاند.
٧. در بعضى از آيات از زبان كفار چنين نقل مىكند كه علت اصلى ورود آنها به دوزخ عدم تعقل بوده است «قالوا لو كنّا نسمع او نعقل ما كنّافى اصحاب السعير»[٣] اگر ما، گوشى شنوا داشتيم يا تعقل مىكرديم جزء دوزخيان نبوديم.
٨. در بعضى از آيات از آن افرادى كه عقل خود را به طور صحيح به كار مىاندازند و داراى مغز و انديشه سالم هستند به عنوان (اولواالالباب) خردمندان ياد مىكند و از آنها ستايش به عمل مىآورد «ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولى الالباب»[٤] تحقيقاً در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز هر آينه نشانههايى براى خردمنداناست.
٩. در بعضى از آيات مىفرمايد: خردمندان كسانى هستند كه تدبّر در آيات الهى مىكنند و پند مىگيرند. «ليدبّروا آياته و ليتذّكر اولواالالباب»[٥]
١٠. در بعضى از تعبيرات قرآن از صاحبان عقل و انديشه به عنوان (اولواالنهى) ياد مىكند. بعد از اشاره به نعمتهاى الهى، مىفرمايد: «ان فى ذلك لايات لاولى النهى»[٦] در اين (امور طبيعى و نعمتهاى مادّى) نشانههايى روشن است براى صاحبان خرد و عقل.
از آيات قرآن به دست مىآيد كه غالباً دستور به (تعقّل) در مواردى به كار
[١] - مائده، ٥٨؛ حشر، ٥٨
[٢] - انفال، ٢٢
[٣] - ملك، ١٠
[٤] - آل عمران، ٩٠
[٥] - ص، ٢٩
[٦] - طه، ٥٤- ١٢٨