الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٢٠٦ - (باب - ١٠)(رواياتى در غيبت امام منتظر، خليفه دوازدهم
اجازه داده نمىشود كه پوزش بخواهند، آنان كسانى باشند كه آتش صورتهاشان را بريان مىكند و در اين حال كه لبهايشان سوخته، كريه المنظر مىشوند. به كعب گفته شد: اى كعب، اينان كه به روى در افتاده مشحور مىشوند و حالشان چنين است چه كسانىاند؟
كعب گفت: آنان بر گمراهى و ارتداد و پيمانشكنى بودهاند، پس بد چيزى است آنچه براى خويشتن از پيش فرستادهاند روز ديدار خدا كه با خليفه و وصى پيامبرشان و عالم و سرور و فاضل خود و پرچمدار و صاحب حوض و مورد اميد و اميدوارى در غير اين عالم (يعنى در دنيا) به جنگ پرداختهاند، او همان علمى است كه ناشناخته نمىماند، و شاهراهى است كه هر كه از آن بركنار رود هلاك مىشود و در آتش واژگون مىگردد، قسم به خداى كعب آن علىّ است كه دانشمندترين آنان از حيث علم و پيشقدمترين ايشان در اسلام و سرشارترينشان از نظر بردبارى است، كعب در شگفت است از كسى كه ديگرى را بر علىّ مقدّم مىدارد.
و آن مهدى قائم از تبار علىّ است كه زمين را به زمين ديگرى دگرگون مىسازد، و با وجود اوست كه عيسى بن مريم ٧ بر نصاراى روم و چين احتجاج مىكند، همانا مهدى قائم خود از نسل علىّ است كه از حيث آفرينش و خوى و آراستگى قيافه و ظاهر و شكوه شبيهترين مردم به عيسى بن مريم ٧ است، خداى عزّ و جلّ آنچه به همه