الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٨٠ - (باب - ٧)(آنچه روايت شده در مورد كسى كه نسبت به يكى از امامان شك كند يا شبى را به روز آورد و امام خود را نشناسد، يا دين خدا را پذيرفته باشد بدون امامى كه از جانب اوست)
١٠- محمّد بن منصور گويد: «از او- يعنى امام صادق ٧- پرسيدم از كلام خداى عزّ و جلّ كه فرموده «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا- الآية»: «و چون كار زشتى انجام مىدهند گويند ما پدرانمان را بر اين كار يافتهايم و خدا ما را بدان امر فرموده بگو بدون شكّ خداوند به كار زشت فرمان نمىدهد آيا چيزى را كه نمىدانيد بر خداوند افترا مىگوئيد؟»[١] راوى گويد: آن حضرت فرمود: تاكنون كسى را ديدهاى كه گمان برد خداوند او را به زنا و نوشيدن شراب يا چيزى از اين قبيل محرّمات امر فرموده باشد؟
عرض كردم نه، فرمود: پس اين كار زشتى كه ادّعا مىكنند خداوند ايشان را به آن امر فرموده، چيست؟ عرض كردم خدا و ولىّ او بهتر مىدانند، فرمود: همانا اين عمل زشت در مورد سر كردگان جور است كه ادّعا مىكنند خداوند ايشان را امر كرده كسانى را امام خود قرار دهند كه خدا به ايشان امام قرار دادن آنان را امر نفرموده است، پس خداوند نيز آن عمل را بر ايشان ردّ كرده و خبر مىدهد كه آنان بر او دروغ بستهاند، و كارشان را گناه و زشتى (فاحشه) نام نهاده».
١١- محمّد بن منصور گويد: از بنده نيكوكارى (موسى بن جعفر عليهما السّلام) كه درود خدا
[١] الأعراف: ٢٨.