الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٢٥٩ - (فصل)
«صاحب اين امر را در يكى از اين درّهها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى كه نام كوهى است در اطراف مكّه اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش خدمتكار مخصوص او كه پيوسته با اوست بيايد تا با پارهاى از اصحاب وى ملاقات كند و گويد:
شما در اينجا چند نفريد؟ و آنان مىگويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوهها را از جا بركنيم در ركاب او خواهيم كند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد:
ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را معيّن مىكنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مىگردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مىدهد.
سپس امام باقر ٧ فرمود: به خدا قسم گوئى هم اكنون او را مىبينم كه پشت خود را به حجر تكيه داده و از خداوند وفاى وعده خود را مطالبه كند، سپس مىگويد: اى مردم هر كس با من در مورد خدا محاجّه (بحث و گفتگو و حجّت و دليل آوردن متقابل) نمايد پس من خود سزاوارترين فرد مردم به خداوند هستم؛ اى مردم هر كس با من در باره آدم به بحث پردازد، پس من سزاوارترين مردم به آدم هستم؛ اى مردم هر كس با من در باره نوح محاجّه نمايد، پس من سزاوارترين مردم به نوحم؛ اى مردم هر كس با من