الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٣١ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
احوالپرسى) مىكردند و به آن حضرت سلام مىكردند، تا وقتى كه (از كثرت جمعيّت) خانه بر اهل آن تنگ شده بود علىّ ٧ وارد شد و سلام كرد و نتوانست از ميان آنان بگذرد و پيش او برود، و آنان نيز براى او راه باز نمىكردند، رسول خدا ٦ چون اين وضع را ديد بالش خود را برداشت و فرمود: اى علىّ ٧ نزد من آى، مردم وقتى، چنين ديدند به يك ديگر فشار آورده راه را گشودند تا علىّ ٧ از آنان گذشت و رسول خدا ٦ او را در كنار خويش نشانيد، و فرمود: اى مردم اكنون كه در زمان زنده بودن من است شما با اهل بيتم چنين مىكنيد كه مىبينم، پس بعد از وفات من رفتارتان چگونه خواهد بود؟ به خدا سوگند گامى به اهل بيت من نزديك نمىشويد مگر اينكه مرحلهاى به خدا نزديكى جسته باشيد و از آنان گامى دور نمىشويد و رو نمىگردانيد مگر اينكه خداوند از شما روگردان مىشود، سپس فرمود: اى مردم گوش فرا دهيد [به شما چه مىگويم] بدانيد كه خشنودى و رضوان و بهشت بهره كسى است كه علىّ را دوست بدارد و ولايت او را گردن نهد و پذيرا باشد، و او را پيشواى خود قرار دهد، و به او اقتدا كند و به فضلش اقرار نمايد، و نيز با اوصياء من كه پس از او هستند چنين باشد، و بر پروردگار من است كه دعاى مرا در باره ايشان بپذيرد، آرى آنان دوازده جانشيناند، هر كه از او (علىّ) پيروى كند البتّه از من است، من خود از ابراهيم هستم و ابراهيم نيز از