الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٠٩ - (باب - ١٦)(آنچه در باره جلوگيرى و بازداشتن از تعيين وقت ظهور و نام بردن صاحب الأمر
وعده داد ولى در علم خداوند عزّ و جلّ ده روز افزون بود و موسى را از آن آگاه نفرمود، پس قوم موسى كافر شدند و پس از رفتن او به هنگام سر رسيدن و گذشتن وقت، گوساله را به پرستش گرفتند، و نيز يونس قوم خود را وعده عذاب داد در حالى كه در علم خداوند گذشت از ايشان بود، و كار او چنان شد كه مىدانى، امّا هنگامى كه ديدى نيازمندى آشكار شده، و مرد مىگويد: شب را بدون شام سر به بالين نهادم و تا آنگاه كه مردى (امروز) با چهرهاى با تو روبرو مىشود، سپس (فردا) با روئى ديگر با تو ملاقات مىكند- من گفتم اين نيازمندى كه گفتى فهميدم ولى آن ديگرى چه چيزى است؟
گفت: منظور اين است كه با تو با روى گشاده برخورد مىكند ولى وقتى نزد او مىروى كه قرضى از او بگيرى با روى ديگرى با تو مواجه مىشود- پس بدان هنگام به زودى آن صيحه واقع خواهد شد».
٨- اسحاق بن عمّار صيرفى گويد: شنيدم امام صادق ٧ مىفرمايد: «اين امر را وقتى (معيّن) بود و آن سال يك صد و چهل بود، ولى شما آن را بازگو كرديد و فاش