الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٥٢ - (باب - ٢٤)(در ذكر اسماعيل بن أبى عبد الله
دوزخ خواهد بود، به خدا قسم اگر من طمع مىداشتم كه پيش از تو بميرم غمى نداشتم امّا مىترسم پس از تو زنده بمانم، پس به من فرمود: تو در جاى خود باش و برخاست و به سوى پردهاى كه در اطاق بود رفت و آن را بالا زده داخل شد و اندكى آنجا ماند سپس مرا صدا زد اى فيض به درون آى، من داخل شدم و ديدم او در نمازخانه خويش است و نماز گزارده و از قبله منحرف شده من مقابل او نشستم، پس ابو الحسن موسى ٧ بر او وارد شد كه در آن هنگام او پسر بچهاى بود و در دست او تازيانهاى بود حضرت او را بر زانوى خود نشاند و به او فرمود: پدر و مادرم فدايت اين تازيانه (چوبين) كه به دست دارى چيست؟ گفت: به برادرم علىّ مىگذشتم كه ديدم اين را به دست داشت و چهارپائى را با آن مىزد من آن را از دستش گرفتم، پس امام صادق ٧ به من فرمود:
اى فيض همانا صحيفههاى ابراهيم و موسى ٧ به رسول خدا ٦ رسيد و او علىّ را بر آنها امين دانست، سپس علىّ ٧ حسن را بر آن امين گرفت، سپس حسن ٧ حسين را بر آنها امين گرفت و حسين ٧ علىّ بن حسين را بر آنها امين گرفت، سپس علىّ بن- حسين عليهما السّلام محمّد بن علىّ را بر آنها امين گرفت و پدرم مرا بر آنها امين گرفت، و من اين فرزندم را با اينكه كم سنّ است بر آنها امين قرار دادم و آنها نزد اوست. من مقصود آن