الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٢٦ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
به واسطه او مورد تكريم و در خور احترام هستند.
١٨- داود بن كثير رقّى گويد: «در مدينه خدمت امام صادق ٧ رسيدم، آن حضرت به من فرمود: چه چيز باعث كندى و تأخير تو در آمدن به نزد ما شده است؟
عرض كردم: كارى در كوفه پيش آمده بود، حضرت فرمود چه كسى را پشت سر گذاشتى؟ عرض كردم فدايت شوم عمويتان زيد را در آنجا به حال خود رها كردم، و در حالى از او جدا شدم كه بر اسبى سوار و شمشيرى به دوش خود آويخته بود و با صداى هر چه بلندتر فرياد مىزد پيش از آنكه مرا نيابيد مسائل خود را از من بپرسيد كه نزد من دانش فراوانى انباشته شده است، من ناسخ و منسوخ و مثانى و قرآن عظيم را دريافتهام، من خود همان شاخص و نشانه بين شما و خداوند هستم، پس آن حضرت به من فرمود:
اين مسلكگرائيها و فرقهگرائيها، اى داود تو را از واقع پرت ساخته است. بعد صدا زد اى سماعة بن مهران سبدى خرما نزد من بياور، و او سبدى كه حاوى خرما بود نزد آن حضرت آورد آن حضرت دانهاى خرما از آن برداشته خورد و هسته آن را از دهان خود بيرون آورد و در زمين كاشت، پس آن هسته شكافته شده روئيده و جوانه زده و شاخ و برگ و ميوه داد،- پس حضرت با دست خود به خرماى نارسى زده آن را از خوشه چيد