الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٤٢ - (باب - ٢١)(آنچه در ذكر احوال شيعه به هنگام خروج قائم
مىآموزند، عرض كردم: اى امير مؤمنان مگر (اكنون قرآن) همان گونه كه نازل شده نيست؟ فرمود: نه، هفتاد تن از قريش با نام خودشان و نامهاى پدرانشان از آن محو شده است، و ابو لهب نيز جا گذاشته نشده مگر به منظور سرزنش رسول خدا ٦ زيرا او عموى آن حضرت است»[١].
٦- جعفر بن يحيى از پدرش، از ابى [عبد اللَّه] جعفر [بن محمّد] عليهما السّلام چنين روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «چگونه خواهيد بود هنگامى كه ياران قائم ٧ خيمهها در مسجد كوفان زده باشند، سپس فرمانى تازه بر ايشان بيرون آورده شود، امرى نوين كه بر عرب سخت گران است».
٧- ابو الصّباح كنانى گويد: «نزد امام صادق ٧ بودم، پيرمردى بر آن حضرت وارد شد و گفت فرزندم مرا نافرمانى كرده و [برادرانم] به من ستم نمودهاند پس امام صادق ٧ فرمود: مگر نمىدانى كه حقّ را دولتى است و باطل را دولتى كه هر يك از آن دو در دولت رقيبش (آن ديگرى) ذليل است [پس هر كه آسايش دولت باطل به او رسد در دوران دولت حقّ از او قصاص مىشود]».
[١] والد معظّم در توضيح حديث فوق فرمودهاند: عبارت« از قرآن هفتاد نفر محو شدهاند- تا آخر» ظاهرش تحريف قرآن را مىرساند لكن اين سخن خلاف چيزى است كه اعلام شيعه اماميّه بدان معتقدند، و سند روايت نيز مشتمل بر حارث بن حصيره و صباح بن قيس المزنى است كه راوى نخست مجهول الحال است و دومى زيدى مذهب بوده و نزد ابن غضائرى نيز ضعيف است. بدين ترتيب خبر خالى از اعتبار و غير قابل استناد است.