الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٨٣ - (باب - ٧)(آنچه روايت شده در مورد كسى كه نسبت به يكى از امامان شك كند يا شبى را به روز آورد و امام خود را نشناسد، يا دين خدا را پذيرفته باشد بدون امامى كه از جانب اوست)
فلانى را دارند، آنان داراى امانت و راستى و وفادارى هستند، و (در مقال اينان) گروههائى كه ولايت شما را دارند داراى آن امانت و وفادارى و راستى نيستند؟ گويد:
ناگاه امام صادق ٧ راست نشست و همانند آدمى خشمگين رو به من كرده و گفت:
كسى كه به امامى ستمكار كه از جانب خدا نيست اعتقاد داشته باشد اصلا دين ندارد، و بر كسى كه به ولايت امام عادلى منصوب از جانب خدا اعتقاد داشته باشد سرزنشى نيست. عرض كردم: آنان ديندار نيستند، و سرزنشى هم بر اينان نيست؟ فرمود: آرى آنان دين ندارند و بر اينان نيز سرزنشى نيست، سپس فرمود: آيا فرمايش خداى عزّ و جلّ را نشنيدهاى كه مىفرمايد: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ:
«خداوند بر آنان كه ايمان آوردهاند ولايت دارد و آنان را از تاريكىها به سوى روشنائى مىراند» يعنى (سوق دادن) از تاريكيهاى گناهان به طرف روشنائى توبه و آمرزش به پاس برخوردارى از ولايت هر امام عادلى از جانب خداست، سپس خداوند مىفرمايد: «و آنان كه كفر ورزيدند اولياءشان طاغوت است آنان را از روشنائى به سوى تاريكيها مىرانند» براى كافر چه نورى وجود دارد تا از آن بيرون آيد؟ بلكه مراد اين آيه تنها اين است كه آنان در روشنائى اسلام بودند ولى چون ولايت هر امام جائرى را كه از جانب خدا نبود پذيرفتند به خاطر اينكه ايشان ولايت آنان را پذيرفتند از نور