الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٨١ - (باب - ٧)(آنچه روايت شده در مورد كسى كه نسبت به يكى از امامان شك كند يا شبى را به روز آورد و امام خود را نشناسد، يا دين خدا را پذيرفته باشد بدون امامى كه از جانب اوست)
بر او باد راجع به قول خداى عزّ و جلّ سؤال كردم كه مىفرمايد: إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ- الآية: «جز اين نيست كه پروردگار من گناهان و زشتيها آنچه را از آن آشكارا در برون است و آنچه را كه پنهان در درون است حرام فرموده است»[١] گويد: آن حضرت فرمود:
همانا قرآن داراى (دو معنى) ظاهرى و باطنى است پس همه آنچه خدا در قرآن حرام فرموده، حرام است بنا به ظاهرش، همچنان كه در ظاهر نيز چنين است، و معنى باطنى آن پيشوايان جور است، و همه آن چه خداى تعالى در قرآن حلال فرموده پس حلال است بنا به همان ظاهر، و معنى باطنى آن، عبارت از امامان بر حقّ است».
١٢- جابر گويد: از امام باقر ٧ در مورد اين فرمايش خداى عزّ و جلّ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً ...: «از مردم كسانى هستند كه غير از خدا انبازانى مىگيرند و آنان را همچون خدا دوست مىدارند»[٢] سؤال كردم، فرمود: به خدا قسم آنان دوستان (طرفداران) فلانى و فلانى هستند كه آنان را امامان خود قرار دادند، نه آن امامى را كه خدا او را امام بر مردم قرار داده است. به همين جهت فرمود: «اگر ببينى كسانى را كه ستم كردند هنگامى كه عذاب را مىبينند متوجّه مىشوند كه همه قدرت به دست خدا است و خداوند عذابش سخت است آن هنگام كه پيروىشدگان از پيروان بيزارى مىجويند و عذاب را مىبينند و رشته اسباب آنان گسيخته مىشود و پيروان مىگويند اى كاش ما
[١] الاعراف: ٣٣.
[٢] البقرة: ١٦٥.