الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٣١٦ - (باب - ١٣)(آنچه در مورد صفات آن حضرت و رفتار و كردار او روايت شده و آنچه از قرآن در باره او نازل شده است)
اينان بپرس كه كدام يك از ايشان متعهّد اين امر است، يا گواهانى بر اين دعوى دارند، پس بياورند آن گواهان را اگر راستگويانند»[١] و باز فرموده: «مگر در قرآن نيك نمىانديشند يا آنكه بر دلها قفلها زده شده است»[٢] يا «خداوند بر دلهايشان مهر زده است و ديگر نمىفهمند» يا «به زبان مىگويند شنيديم ولى گوش دل فرا نمىدهند، همانا بدترين جانداران نزد خداوند آنها هستند كه از شنيدن حقّ كر، و از گفتن آن لالاند و نمىخواهند كه بينديشند، و اگر خدا مىدانست كه در آنان خيرى هست شنواشان مىساخت و چنانچه شنوا هم مىساخت (چون خيرى در وجودشان نبود) باز سرپيچى نموده و از حقّ اعراضكننده بودند»[٣]، يا اينكه (از آنانند كه به ظاهر) «گفتند شنيديم و (در باطن و پنهان گفتند) نافرمانى كرديم»[٤] بلكه آن فضل خداوند است به هر كس كه بخواهد عنايت مىفرمايد، و خداوند صاحب فضل بيكران است.
پس براى آنان چگونه ممكن است كه امام برگزينند، در صورتى كه امام دانشمندى است كه ندانستن به او راه ندارد، و چوپانى است كه ناتوانى و سستى به وى دست نمىدهد، سرچشمه قدس و پاكى و پرستش و زهد، و علم و عبادت است، به دعاى رسول خدا ٦ داراى اين ويژگى شده است، و از نسل پاك بتول است، جاى خردهگيرى در نسب او نيست، بزرگزادهاى نمىتواند همطراز او شود، در خاندان از
[١] القلم: ٣٦ الى ٤١.
[٢] محمّد: ٢٤.
[٣] الانفال: ٢١ الى ٢٣.
[٤] البقرة: ٩٣.