الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٢٧ - (باب - ١٩)(آنچه در باره پرچم رسول خدا
بهشتى است، رسول خدا ٦ در روز بدر آن را برافراشت، و بعد آن را در پيچيد و به علىّ ٧ داد، پس همچنان نزد علىّ ٧ بود تا هنگامى كه روز بصره فرا رسيد آن را برافراشت پس خداوند پيروزى نصيب او ساخت، سپس آن حضرت آن را در هم پيچيد و آن اينجا نزد ما است، هيچ كس آن را نخواهد گشود تا آنگاه كه قائم قيام كند، و چون او قيام نمود آن را بر خواهد افراشت پس هيچ كس در مشرق و مغرب باقى نماند مگر اينكه آن را لعنت كند (يعنى بيزارى از آن جويد) و ترس و هراس به مقدار يك ماهه راه پيشاپيش آن و يك ماه از پس آن و يك ماه از جانب راست آن و يك ماه از چپ آن پرچم در حركت باشد، سپس فرمود: اى أبا محمّد او در حالى كه خون (نياكان خويش كه) مطالبه نشده دارد و خشمگين و متأسّف است به خاطر خشم خداوند بر اين مردم، خروج خواهد كرد، پيراهن رسول خدا ٦ كه در روز احد به تن داشت بر تن او است و نيز عمامه سحاب او، و زره بلند رسول خدا ٦ و شمشير او [شمشير رسول خدا ٦] ذو الفقار، و هشت ماه شمشير برهنه بر دوش دارد و بىباكانه مىكشد، نخستين مرحله شروعش با بنى شبيه است (پردهداران خانه كعبه) پس دستهاى ايشان را مىبرد و آنها را در كعبه مىآويزد و منادى آن حضرت اعلام مىكند: اينان دزدان خدايند، سپس به قريش مىپردازد، از ايشان جز شمشير دريافت نمىكند و به ايشان جز