الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٤٣٠ - (باب - ١٩)(آنچه در باره پرچم رسول خدا
اجازه جنگيدن در ركاب حسين ٧ بگيرند، ولى هنگامى به زمين بازگشتند كه آن حضرت كشته شده بود، و آنان در كنار قبر آن حضرت پريشان موى و غبار آلود ماندند و بر آن حضرت تا روز قيامت مىگريند، و آنان خروج قائم ٧ را انتظار مىكشند» ٥- أبان بن تغلب گويد: امام صادق ٧ فرمود: «گوئى قائم را هم اكنون مى بينم، كه هنگامى كه بر پشت نجف مستقر مىشود زره سفيد (درع) رسول خدا ٦ را به تن مىكند، و آن بر پيكرش گشاد مىگردد و از بدن او گشادهتر است، پس آن را به دور بدن خود مىپيچد، پس با جامهاى از حرير بهشتى زره را مىپوشاند و سوار بر اسبى سفيد و سياه مىشود كه ميان دو چشمش سفيدى است، پس با آن اسب گردش مىكند چنان گردشى كه اهل هيچ شهرى باقى نمىماند مگر اينكه همه مىبينند كه او با آنان و در شهر آنان است، و پرچم رسول خدا ٦ را بر مىفرازد، ميله آن پرچم از عمودهاى عرش خدا و ساير آن از نصرت خداوند است، بر چيزى با آن فرود نمىآيد مگر اينكه خداوند آن را نابود مىسازد، عرض كردم: آيا آن پرچم اكنون موجود و پنهان است يا براى او آورده مىشود؟ فرمود: جبرئيل ٧ آن را مىآورد، و چون آن را به اهتزاز در آورد هيچ مؤمنى نمىماند مگر اينكه دلش از پاره آهن سختتر مىشود و نيروى چهل