الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٣٥٠ - (باب - ١٤)(آنچه در مورد علامات قبل از قيام قائم
نسازم؟ عرض كرد: چرا (مىخواهم) يا رسول اللَّه، پس فرمود: اندكى قبل جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كه آن قائم كه در آخر الزّمان خروج مىكند و زمين را پر از دادگرى مىكند [همچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد] او از نسل تو است از فرزندان حسين، پس علىّ ٧ فرمود: اى رسول خدا هيچ خيرى از جانب خدا به ما نرسيده است مگر به دست شما، سپس رسول خدا ٦ به جعفر بن ابى طالب رو كرد و فرمود: اى جعفر آيا نمىخواهى تو را بشارت دهم؟ آيا تو را باخبر نسازم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه، آن حضرت فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كسى كه آن پرچم را به قائم مىسپارد از نسل تو است، آيا مىدانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان كسى است كه صورتش چون دينار است و دندانهايش بسان ارّه و شمشيرش چون شعله آتش است، با خوارى داخل سپاه مىشود و با عزّت از آن بيرون مىآيد، و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مىگيرند. سپس رو به عبّاس نموده فرمود: اى عموى پيامبر آيا تو را آگاه نكنم از آنچه جبرئيل مرا بدان خبر داده است؟
گفت: چرا يا رسول اللَّه، فرمود: جبرئيل به من گفت: واى بر نسل تو از فرزندان عبّاس، عبّاس عرض كرد، يا رسول اللَّه آيا از زنان دورى نگزينم؟ (تا از من فرزندى به هم نرسد) پس رسول خدا ٦ به او فرمود: خداوند از آنچه شدنى است فارغ گرديده