الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١١٢ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
هم چنان به آن حضرت دروغ بستند. جز اين نيست كه حديث را (يكى از اين) چهارگونه شخص براى تو نقل مىكند و آنان را پنجمى نيست (بيرون از اين چهار قسم نيستند).
اوّل: منافقى كه تظاهر به ايمان مىكند، و به طور ساختگى اسلام را به زبان دارد، از آلودگى به گناه خوددارى نمىكند، و از اين عمل ناروا كه عمدا به رسول خدا ٦ دروغ ببندد پروا ندارد، اگر مردم بدانند چنين كسى منافق و دروغگو است از او حديث را نمىپذيرند و تصديقش نمىكنند ولى متأسّفانه آنان با خود مىگويند: اين شخص از اصحاب است و با رسول خدا ٦ سابقه صحبت داشته و آن حضرت را ديده و از او حديث شنيده است [پس حديثش را از او مىپذيرند، در صورتى كه از چگونگى حال او خبر ندارند] و خداى تعالى از وجود منافقين به تو خبر داده بدان خبرها كه از منافقان است تو را با خبر ساخته، و بدان وصفها كه از ايشان كرده چگونگى آنان را بيان فرموده است، خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: «چون آنان را ببينى پيكرها و ظاهرهايشان تو را به شگفتى وادارد، و اگر سخن بگويند به گفتارشان گوش فرا دهى» اين منافقان پس از رسول خدا ٦ هم چنان باقى بودند و خود را به سردمداران گمراهى و دعوتكنندگان به آتش دوزخ از راه نادرستى و نيرنگ و دروغ و بهتان نزديك ساختند تا اينكه مقام فرمانداريها را به آنان سپردند، و آنان را بر گرده مردم بار كردند، و به وسيله آنان دنيا را به كام خود كشيدند و چپاول كردند، مردم نيز پيوسته دنباله رو فرمانروايان خود و دنيا-