الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٢٠ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
خاندانم و عترتم و فرزندان پدرم (عبد المطلب) من خالص و ناب شدم و برادرم علىّ بن أبى طالب، خداوند سبحان نظرى به اهل زمين انداخت و از ميان آنان مرا اختيار كرد، سپس نگاهى ديگر افكند و برادرم علىّ را برگزيد كه وزير و وارث و وصىّ من است و جانشين من در ميان امّتم و مولاى هر مؤمنى پس از من است، هر كه با او دوستى كند با خدا دوستى كرده، و هر كه با او دشمنى كند، با خدا دشمنى ورزيده است، و هر كه او را دوست بدارد خدا نيز او را دوست مىدارد، و هر كس با او كينه ورزد خداوند نيز او را مورد خشم قرار مىدهد، او را دوست نمىدارد مگر هر آن كس كه مؤمن باشد، و نسبت به او كينه نمىورزد مگر هر آن كس كه كافر باشد، پس از من او محور زمين و ميخ فولادين آن است، و او كلمه تقوى و ريسمان مطمئنّ و ناگسستنى خدا است «آنان مىخواهند كه نور خدا را با دم خويش خاموش كنند ولى خدا جز آشكارى نور خود را رضا نمىدهد» دشمنان خدا مىخواهند نور برادرم علىّ را خاموش كنند، امّا خدا جز اين را نمىخواهد كه نور او را تمام كند، اى مردم هر كه از شما اكنون اينجا حضور دارد گفتار مرا به آنان كه در اين جمع نيستند ابلاغ كند، بار خدايا تو بر آنان شاهد باش، (سپس به دنبال سخنان سابق خود ادامه داد) پس از آن خداوند نظر سوّم را بر زمين افكند و اهل بيت مرا براى زمان بعد از من برگزيد، آنان برگزيدگان اين امّت هستند كه عبارتند از:
يازده امام پس از برادرم (علىّ «ع») كه يكى پس از ديگرى خواهند بود، هر گاه يكى از