الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٤٥ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
رحمت، محمّد است، پس او به چهره رسول خدا ٦ خنديد و هرگز به هيچ كس ديگر جز او نخنديده بود پس رسول خدا ٦ فرمود: به او بگو سرپوش آتشين را از روى جهنّم بردارد، و مالك دوزخ آن را برداشت در اين هنگام قابيل و نمرود و فرعون و هامان در آن بودند، آنان به پيامبر گفتند: اى محمّد از پروردگارت بخواه كه ما را به زندگى دنيا باز گرداند تا عمل شايسته انجام دهيم، پس جبرئيل خشمگين شد و با پرى از پرهاى بال خود اشاره نمود و آن سرپوش آتشين را دوباره بر روى ايشان انداخت.
و امّا در مورد منبر رسول خدا ٦: همانا قرارگاه پيامبر خدا ٦ بهشت عدن است و آن باغى است كه خداى تعالى آن را به دست خود ساخته، و در آن همراه با پيامبر دوازده وصىّ هستند، و بر فراز آن گنبدى است كه به آن
«قبّه رضوان»
گفته مىشود و بر بالاى قبّه رضوان جايگاه ديگرى است كه
«وسيله»
ناميده مىشود و در بهشت هيچ منزلى شبيه به آن نيست و آن منبر رسول خدا ٦ است.
مرد يهودى گفت: به خدا سوگند درست گفتى، همانا اين سخن در كتاب پدرم داود موجود است كه آن كتاب را هر يك پس از ديگرى (هر نسلى خود از نسل پيشين) به ارث مىبرد تا اكنون به من رسيده است، سپس كتابى در آورد كه آنچه گفته بود به خطّ