الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٤٣ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
دستش را گرفته او را به نزد ابو بكر آورد، آنگاه مرد يهودى گفت: من از اين حاضران چهار سخن را پرسيدم و ايشان مرا نزد تو هدايت كردند كه از تو سؤال كنم، حضرت فرمود: بپرس. او گفت (به من بگو) وقت يكه پيامبر شما را به معراج بردند و از نزد خداى خود بازگشت اوّلين سخنى كه خداوند به او گفت چه سخنى بود؟ همچنين مرا آگاه ساز از آن فرشتهاى كه با پيامبر شما برخورد كرده و به او سلام نكرد (كه و چگونه بود؟) و نيز به من بگو آن چهار نفرى كه مالكى (از مالكان دوزخ) سرپوش آتشينى را از روى ايشان برداشت تا با پيامبر شما سخن گفتند چه كسانى بودند؟ و به من بگو منبر پيامبر شما در كدام جايگاه از بهشت قرار گرفته است؟
علىّ ٧ در پاسخ فرمود: نخستين سخنى كه خداوند به پيامبر ما ٦ گفت اين فرمايش خداى عزّ و جلّ است: «رسول به آنچه از پروردگارش بر او فرستاده شده ايمان آورد»[١] آن مرد گفت: مقصودم اين نيست، آن حضرت فرمود: پس اين گفته رسول خدا ٦ است كه: «مؤمنان جملگى به خدا ايمان آوردند» آن مرد گفت خواسته من اين نيست، آن حضرت فرمود: بگذار اين امر پوشيده بماند، گفت: بايد مرا آگاه سازى آيا او تو نيستى؟ پس آن حضرت فرمود: حال كه دست برنمىدارى بدان كه رسول خدا ٦ هنگامى كه از نزد پروردگار خود بازگشت و برايش پردهها برداشته شده پيش از آنكه
[١] البقرة: ٢٨٥.