الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ١٣٢ - رواياتى از كتاب سليم بن قيس هلالى
من است، و كيش من كيش اوست، و آئين او آئين من است، و نسبت او نسبت من و خويشاوندى من خويشاوندى اوست، و برترى من برترى اوست و من از او برترم، بدون اينكه افتخار كنم، فرمايش پروردگارم گواه درستى سخن من است كه مىفرمايد:
«نسلى كه پارهاى از آن پاره ديگر است و خداوند شنوا و داناست».[١] ٢٣- از بدر بن عيسى نقل شده كه گفت: «از پدرم عيسى بن موسى كه مردى پر هيبت بود جويا شدم و به او گفتم: كدام يك از تابعين را دريافتهاى (ملاقات كردهاى) گفت: من نمىفهمم تو چه مىگوئى، ولى زمانى من در كوفه بودم، شنيدم شيخى در جامع كوفه از عبد خير روايت مىكرد كه او گفت: شنيدم امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب- صلوات اللَّه عليه- مىفرمايد: رسول خدا ٦ به من فرمود: اى علىّ امامان راهنما و راه يافته و پاك از گناه از نسل تو يازده امامند و تو اوّل آنان هستى و نام آخرينشان نام من است (همنام من است) او خروج خواهد كرد و زمين را پر از دادگرى مىكند همان گونه كه از جور و ستم لبريز شده، چه بسا كسى نزد او بيايد و در حالى كه مالها روى هم
[١] آل عمران: ٣٤.