الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٢١٣ - (باب - ١٠)(رواياتى در غيبت امام منتظر، خليفه دوازدهم
كه گفته شود: آيا او وفات يافته؟ آيا نابوده شده است؟ در كدام وادى راه پيموده است؟
و ديده مؤمنان بر (دورى) او اشكها خواهد ريخت و مردم همچون واژگون شدن كشتى در دست امواج دريا زيرورو خواهند شد تا اينكه هيچ كس نجات نيابد مگر آن كس كه خداوند از او پيمان گرفته و ايمان را در دل او نقش كرده و با وحى از جانب خود تأييدش فرموده باشد، و دوازده پرچم اشتباه انگيز كه هيچ يك از ديگرى بازشناخته نمىشود بدون شكّ برافراشته خواهد شد، مفضّل گويد: من گريستم، آن حضرت به من فرمود:
چه چيز تو را به گريه واداشت؟ عرض كردم: فدايت گردم چگونه گريه نكنم در حالى كه مىفرمائى دوازده پرچم برافراشته خواهد شد كه هيچ كدام از ديگرى بازشناخته نمىشود، گويد: آن حضرت به شكافى كه در ديوار خانه بود و خورشيد از آنجا به درون خانه مىتابيد نگريست و فرمود: آيا اين خورشيد تابنده است؟ عرض كردم: بلى، فرمود: به خدا قسم كار ما روشنتر از اين خورشيد است».
١٠- مفضّل بن عمر جعفيّ گويد: شنيدم كه شيخ- يعنى امام صادق ٧- مىفرمود: «مبادا علنى كنيد و شهرت دهيد، بدانيد به خدا قسم حتما مدّت زمانى از