الغیبة للنعمانی ت غفاری - النعماني، مترجم محمد جواد غفاري - الصفحة ٢٤٠ - (فصل)
همانا كسى از ما نيست كه با انگشتان مورد اشاره واقع شود و بر سر زبانها افتد مگر اينكه از شدّت خشم مىميرد، يا مرگ طبيعى او را در مىيابد».
محمّد بن يعقوب كلينى- رحمه اللَّه- از طريق ديگر از عبد اللَّه بن عطاء مكّى همانند اين حديث را از امام باقر ٧ روايت كرده است.
٨- از عبد اللَّه بن عطاء مكّى روايت شده كه گفت: «من به عزم حجّ گزاردن از واسط بيرون آمدم و بر امام باقر ٧ وارد شدم، پس آن حضرت در باره مردم و نرخها (اوضاع اقتصادى) پرسشهائى فرمود من عرض كردم در حالى از مردم جدا شدم (وقتى عازم بودم) آنان گردنهاى خويش به سوى شما مىكشيدند (متوجّه شما بودند) چنانچه اقدام به خروج نمائيد مردم از شما پيروى خواهند كرد، پس فرمود: اى ابن عطا گوش خود به مردم نادان فرا داشتهاى، نه به خدا قسم، من صاحب (موعود) شما نيستم، (بلكه) مردى از بين ما خاندان- يعنى خاندان نبوّت- با انگشتان نشان داده نمىشود و ابروان به جانب او كشيده نمىشود (مورد توجّه و منظور نظر قرار نمىگيرد) مگر اينكه با كشته شدن از دنيا مىرود و يا به مرگ طبيعى مىميرد، عرض كردم: منظور از مرگ طبيعى